تبليغاتX
نقطه -
یادداشت

گفت و گوي روز با سعيد محمودي استاد دانشگاه استکهلم

بايد نگران حمله نظامي، بعد از تحريم بود

اميدمعماريان
o.memarian@roozonline.com

۸ مرداد ۱۳۸۵

بايد نگران حمله نظامي، بعد از تحريم بود

پروفسورسعيد محمودي، رييس دانشکده حقوق بين الملل دانشگاه استکهلم، در گفت وگو با "روزآنلاين" به ويژگي هاي حمله اسراييل به لبنان ونقش ايران در بحران ياد شده پرداخته است. محمودي معتقد است، ايران به احتمال زياد طي هفته آينده با تحريم سازمان ملل مواجه شود،مگر انکه در دقيقه آخر تصميم خودرا براي ادامه برنامه هسته اي، تغيير دهد.

چه توجهيي مي تواند براي حمله گسترده اسراييل به لبنان وجود داشته باشد؟ با توجه به اينکه به نظر مي رسد جنگ اصلي ما بين ايران واسراييل است و در اين بين حزب الله تنها به عنوان يکي از عوامل ناامني که به گفته آنها توسط ايران تغذيه مالي-لجستيکي وسياسي مي شود، مورد حمله قرار گرفته است؟

شوراي امنيت سازمان ملل به احتمال زياد بعد از پايان يافتن مهلت يک ماه به برقراري تحريم عليه ايران اقدام کرد. تحريم هاي احتمالي بستگي خواهد داشت به مخالفت هاي چين وروسيه، که مي تواند حتي به نوعي باشد که تاثيري روي جاه طلبي هاي هسته اي ايران نداشته باشد. بعد از آن ممکن است که احتمال يک نوع اقدام نظامي عليه تاسيسات هسته اي ايران به صورت جدي توسط ايالات متحده واسراييل درنظر گرفته شود. ايران احتمالا اين موضوع را همواره جدي گرفته و کرارا گفته است که در اين صورت دست به اقدام متقابل خواهد زد. صرف نظر از آنکه چه کسي به ايران حمله ميکند، اسراييل اولين واصلي ترين هدف خواهد بود. به نظر مي رسد که کاملا قابل فهم باشد که اسراييل به عنوان اقدامي پيش گيرندنه براي حمله احتمالي عليه تاسيسات هسته اي ايران، چنين حمله گسترده اي را عليه لبنان تدارک ديده باشد تا بازوي نظامي ايران را در لبنان قطع کند. در اين چشم انداز، ايران بايد خيلي خيلي نگران خطرات وريسک اقدام نظامي به دنبال تحريم هاي سازمان ملل باشد. براي چنين اقداماتي اسراييل وايالات متحده البته به انتظار اجازه سازمان ملل نخواهند نشست ومانندمعمول به دنبال بهانه اي خواهند گشت.

چنين حمله اي آيا متناسب با اقدام حزب الله در گروگان گرفتن دوسرباز اسراييلي است؟

اتفاقاتي که به سمت حمله همه جانبه اسراييل به لبنان منتهي شد، طبق محاسبات ايران سوريه و حماس و حزب الله در شرايط معمولي اتفاق نمي افتد. براي آنها چنين واکنشي به ماجراي ربودن سربازهاي اسراييلي بسيار غيرمنتظره بود. ربودن سربازان اسراييلي پيش از اين بارها اتفاق افتاده بود. حتي رويدادهاي بسيار جدي تري مانند کشتن دهها غيرنظامي اسراييلي به وسيله حملات انتخاري، هيچگاه چنين اقدامات تلافي جويانه نامتناسبي را به همراه نداشت. بنابراين حتي اگر ايران واقعا مي خواست که پاي اسراييل را به اين بحران بکشاند، هيچ وقت خواب اين را هم نمي ديدند که اسراييل واکنش کاملا غيرمنتظره اي از خود نشان بدهد. پرونده هسته اي ايران درشوراي امنيت است و اگر ايران درآخرين لحظه تصميم خود را عوض نکند، به احتمال زياد به زودي شاهد برقراري تحريم ايران خواهيم بود. به نظر مي رسد که کشورهاي اروپايي در حال حاضر بيشتر متقاعد ومصمم شده اند که آمريکا براي برقرار تحريم به پيش برود. جنگ بدون شک توجهات را از روي مساله هسته اي منحرف کرده است. اما اين موضوع به صورت موقتي است. اما موضوع اين است که پرونده درزمان خودش در سازمان ملل مطرح خواهد شد.

آيا اتفاقي که درحال رخ دادن است، شبيه آن چيزي نيست که بعد از واقعه 11 سپتامبر رخ داد. يعني يک حمله به برج هاي دوقلوي مرکز تجارت جهاني زمينه حمله آمريکا به افغانستان وبعداز آن به عراق را فراهم کرد؟ حالا هم گروگان گيري دوسرباز اسراييلي در حال ايفاي چنين نقشي است؟

تنها شباهت اين حقيقت است که در هر دو رويداد عمليات نظامي گسترده وبسيار بدون مرز برعليه کساني که به انجام آن اقدام کرده بودند انجام شد. درحالي که اختلافات ذاتي در مقايسه اين دو ماجرا وجود دارد. القاعده بدون شک يک سازمان تروريستي براساس هر گونه تعريفي از اين مفهوم است. حزب الله همانند حماس مهر گروه تروريستي را برخود دارد، آن هم به نظر من از نظرسياسي. اما حزب الله در ذات خودش يک جنبش مقاومت است که در سال 1982 ودرنتيجه اشغال لبنان توسط اسراييل به وجود آمد. به همين جهت از لحاظ حقوق بين المللي به صورت بحث انگيزي از مشروعيتي برخوردار است که القاعده ازآن برخوردار نيست. شما مي توانيد بگوييد که اسراييل قبلا لبنان را ترک کرده و مدت زماني است که ديگر نيري اشغال گر به حساب نمي آيد (مانند حماس که در سال 1986 به عنوان يک جنيش مقاومت شکل گرفت) اما بايد به ياد داشته باشيم که هنوز مکان هاي مشخصي در جنوب لبنان وجود دارد که تحت کنترل اسراييل هستند و مورد مناقيشه لبنان وسوريه هستند. بنابراين عمل حزب الله در حمله به نيروهاي نظامي اسراييل درمنطقه مرزي و ربودن سربازان اسراييلي، حداکثر بايد به عنوان جرم بزرگي به شمار آيد که با اقدامات قانوني طبيعي قابل مجازات است. چنين آدم ربايي نمي تواند کاملا به عنوان يک اقدام کاملا تروريستي در نظر گرفته شود مانند انچه که گروه القاعده انجام مي دهد. تبلغات جنگي آمريکا واسراييل به نوعي سوء استفاده از مفهمو تروريست را دامن زده است.

آيا گمان مي کنيد، چنين جنگي ممکن است تحت شرايط خاصي که ممکن است اسراييل درصدد ايجاد آن باشد، کشورهاي ديگر منطقه واز جمله سوريه وايران را نيز درخود بگيرد؟

ترديد دارم که گسترش جنگ واقع بينانه ودرواقع بخشي از سناريويي باشد که مورد توجه قرار گرفته است. اگرچه اسراييل به صورت بالقوه مي تواند بهانه اي بيابد (مانند آنچه در مورد حزب الله در حال انجام است) تا حمله ديگري را عليه سوريه آغاز کند. اما من گمان نمي کنم که چنين اراده اي براي حمله به سوريه وجود داشته باشد.

آيا فکر مي کنيد ممکن است که ايران به ترتيبي در اين جنگ مداخله بکند؟ با توجه به رابطه نزديکي که بين حزب الله وتهران وجود دارد وخط ونشان هايي که هريک براي دشمنان خود درصورت حمله به آنها قبلا کشيده بودند؟

خير، فکر نمي کنم که ايران بخواهد به صورت فيزيکي در اين منازعه مداخله کند. آنها تا کنون از طريق حمايت اخلاقي کاملي که انجام داده اند حمايت خود را انجام داده اند. آنها همچنين به صورت عمده از وضعيت منفعل ومحافظه کار رهبران عرب با انتقاد از اين رهبران ونفوذ درقلب هاي مردم کوچه وخيابان منطقه خاورميانه استفاده کرده اند.

درچنين شرايطي آيا حزب الله انتظار ندارد ايران به کمکش بشتابد؟

فکر نمي کنم که حزب الله در حال حاضر انتظار کمک نظامي ازايران داشته باشد. چيزي که مهم است اين است که ايران بعد از خرابي مناطق جنوبي وپايان منازعه به نزديکي به حزب الله اقدام کند. به نظرم رهبران ايران با اين بحران به صورت عاقلانه برخورد کرده اند. من تنها آرزو مي کنم که ايران دولت دموکراتيکي داشت به اين معنا که مي توانستيم وقتي واکنش منطقي از خود نشان ميداد به آن افتخار کنيم.


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 12:30  توسط ک. آ  |